Tags

مرحوم محسن امین مولف اعیان الشیعه در کتاب دیگرش معادن الجواهر می نویسد:
یکی از علمای جبل عامل در حین درس مبحث اصولی دشواری را تشریح می کرد و همه طلاب سراپا گوش بودند ناگهان یک عامی مکاری (بزبان خودمان خرکچی!) در گشود و بی سلام و اجازه و به صدای بلند فریاد زد : سید یک استخاره برایم کن عجله دارم
آقا نیز قرآن را از روی رحل برداشت و گشود و نگاه کرد و پرسید : می خواهی الاغ بخری؟ گفت: آره. آقا فرمود برو بخر خیلی خوب است.
مکاری رفت و آقا به ادامه درس پرداخت و فضلا نیز در تعجب و سکوت می خواستند به درس گوش دهند اما ذهن همه مشغول این بود که چه آیه ای آمده بود و چه بود که خریدن الاغ را آقا از آن استنباط کرد؟
سرانجام یکی طاقت نیاورد و عرض کرد آقا اگر صلاح می دانید بفرمایید این آیه چه بود که شما متوجه شدید این مکاری برای خریدن الاغ استخاره می کند و خوب هم آمده است؟ آقا فرمودند آمده بود : ” سنشدّ عضدک بأخیک” !

Advertisements